توصیه هایی بر گرفته از سخنرانی های تغذیه و طب (2)

1-     بدن معمولا با غذاهای بی مزه ارتباط برقرار نمی کند و لذا اصلا بدن به آنها راغب نیست.

 

2-   شرع مقدس فرمود که هم لقمه ها کوچک باشد و هم جویدن زیاد صورت بگیرد چون هم خوب مخلوط می شوند و هم در بخار دهان خوب پخته می شود تا کال وارد معده نشود.

 

 

3-     متاسفانه به خاطر بد غذا خوردن نوعا معده ها درگیر است.

 

4-   قوه ی ذائقه حالی اش نمی شود که چقدر غذا می خواهد ، دستگاه گوارش باید ابراز گرسنگی یا سیر شدن در غذا را بفرماید. گوش دادن به اوامر و نواهی دستگاه گوارش در قوه ی ذائقه و غذا خوردن خیلی مهم است. به محض اینکه اعلام کرد گرسنه است غذا می خورد. این دستگاه هم لحظه به لحظه گزارش می دهد. مثلا می بینید که فرد در اول، غذا را با حرص و ولع می خورد اما به اواسط غذا که رسید دستگاه گوارش می گوید سرعت را کم کن در حال سیر شدن هستیم. نزدیک به سیر شدن که رسید شرع  مقدس دستور می دهد که غذا خوردن را تمام کنید. اگر دستگاه گوارش سالم باشد و اخبار دستگاه گوارش توسط قوه ی ذائقه مورد توجه قرار گیرد نفس در موطن قوه ی ذائقه از یک طرف توجهش به مزه ی غذاست اما توجه دیگرش به اعلام دستگاه گوارش باشد که وقتی دستور داد غذا بس است دیگر به قوه ی ذائقه توجه نکند و از خوردن دست بکشد. این افراد نوعا سالم می مانند.

 

 

5-   چیز دیگری هم که شرع مقدس فرمود این است که وقتی غذا خوردید آنقدر صبر کنید تا باز هم گرسنه بشوید. و تا وقتی دستگاه گوارش طلب غذا نکرده غذا را نفرستید. اینجا یک گیری که افراد می کنند این است که تطابق بین قوه ی ذائقه و دستگاه گوارش در سیری و گرسنگی را ندارند. فقط به قوه ی ذائقه توجه می کنند و غذا را که می خورد می گوید عجب خوش طعم بود و بیشتر می خورد.

 

6-   انسان اگر می خواهد مزاج سالم داشته باشد باید بین قوه ی ذائقه و دستگاه گوارش تطابق باشد یعین محوریت اصلی را به دسستگاه گوارش بدهد. نوع انتخاب غذا را از ذائقه بگیرد اما چگونگی خوردن آن را دستگاه گوارش می گوید.

 

 

7-     آقا فرموده اند برای بینی هیچ گاه از آب شور استفاده نکنید و با آن استنشاق نکنید اما برای گلو وحلقوم خوب است.

8-     شرع مقدس فرمود بچه را پس گردنی نزنید چون چشم آنها زود ضعیف می شود.

کنیزان حضرت زهرا بخوانند

کل عالم ومقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل ویک بافت و صورتی در بیاید قهرا به بافت انسان در می آید .همانطور که قوه خیال حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کندقوه خیال عالم عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد وچون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن)سازگار است لذا به صورت زن شکل می دهد نه صورت مرد .

ادامه نوشته

توصیه هایی بر گرفته از سخنرانی های تغذیه و طب (1)

1-   اگر لقمه کوچک باشد دهان خیلی راحت هم آب و هم بخار به آن می دهد و هضم آن راحت تر صورت می گیرد. کسانی که درد معده دارند حتما باید غذاها را آهسته بخورند تا آب و بخار دهان بهتر آن را بپزند و معده احتیاج نداشته باشد اسید معده را که سوزاننده است ترشح کند. و اگر این طور شد طرف بعد از غذا می گوید معده ام می سوزد. این به خاطر همین اسید معده است. برای خنثی کردن اسید معده باید آب خورد و همین آب هم چون به هضم شدن کمک می کند نباید یکباره خورده شود بلکه باید با سه جرعه نوشید.

2-   اگر آب در دهان پخته نشود ( یعنی یکباره سر بکشیم) وارد معده و روده می شود و نفخ می آورد و باعث شکم درد می شود و روده ها اگر نفخ بیاورد تبدیل به بادهای کذایی می شوند.

3-   بهترین غذا غذایی است که طعم بسیط داشته باشد نه طعم مرکب. شرع مقدس می فرماید یک جور غذا بخورید و چند نوع غذا با هم نخورید. چون هر کدام هضم و طعم خاصی دارد.

4-   در مورد میوه هم همین طور است. هر کدام یک هضم خاص دارند و اگر با هم مخلوط بشوند معده در هضم آنها دچار سوء هاضمه می شود و درد معده پیش می آید.

5-   حضرت آقا همیشه سفارشی که دارند این است که به شدت باید از این غذاهای بسته بندی شده اعراض کرد چون بسیار مریضی آور است.

6-     باید سعی کرد غذا در یخچال نماند همیشه غذای تازه بخورید.

7-   یکی از گرفتاریهای غذاها این است که معمولا غذاها را پختنی و سرخ کردنی کرده اند. سرخ کردن که به طور کل ارزش غذا را از بین می برد. تمام مواد اصلی غذا دود می شوند و از بین می روند. بسیاری از زخم های معده و و درد های معده زیر سر همین سرخ کردنی هاست.

8-   غذاها با روغن حیوانی یا نباتی سرخ می شوند که درد بر روی درد است. آنچه که از ناحیه ی گوشت حیوان مثل دنبه و پیه روغن می شود وقتی خورده می شوند اصلا جذب بدن نمی شوند. و بدن چون نمی تواند آنها را جذب کند در کنار شکم جاسازی می کند و لذا می گوییم شکم یا قلب او پیه زده است. خود حیوان را هم ببینید اصلا پیه بدن او مجزاست و عضوی از بدن حیوان نیست.

9-   غذا را که انسان برای مزه نمی خورد!! مزه فقط یک لحظه است که غذا بر روی پرزهای زبان می آید. و گرنه از آن به بعد مزه نیاز نیست.

10-در بین سبزی ها پیاز دومین سبزی است که خیلی پر منفعت است. اولین سبزی تره است. اگر پیاز همین طور خورده بشود خیلی پر نفع است. البته عوارضی هم دارد مثلا اینکه مولکول های پیاز ممکن است معده را اذیت کنند. خوب است که آبپز بشود.

شرح دعای سمات-جلسه5

جلسه پنجم

اللهم انی اسئلک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم در اول این دعا اسم شریف الله آمد و بر اساس آیه کریمه و لله اسماء الحسنی فادعوه بها در ان امر شده است که الله را به این اسماء حسنی بخوانید. هرامر که در قرآن به ما شده است ما ملزم به اطاعت از آن امر هستیم. حال این اوامر یا تشریعی است یا به صورت تکوینی آمده است. در اینجا فرمود وقتی می خوهید الله را بخوانید او ار با اسماء حسنی صدا بزنید. اگرکسی به همین اندازه الله هم بگوید کافی است اما اگر نیازمندی داشته باشد و نیازمندی او به یک شانی از شئون این اسم عظیم الهی باشد، باید اسم شریف الله را بر اساس آن اسم خاص صدا بزند و انچه را که مورد احتیاج اوست بر اساس اسم خاص به پیشگاه حق متعال عرضه کند. در بحث اسما یک نکته، بسیار مهم است. هر اسمی که چه در روایات و چه در آیات و چه در ادعیه نقل شد، در مقام تعلیم این اسما می فهمیم که اینها اسمایی هستند که ما می توانیم به آنها دسترسی داشته باشیم و از اسماء مستاثره نیستند. اسماء مستاثره اسمائی اند که غیر از خدا کسی آن را نمی داند. اگر اسمی در قرآن آمد، همین که این اسم به صورت لفظی و کتبی آمد دلالت بر اسم تکوینی دارد و معلوم می شود که آن اسم تکوینی در دسترس ما قرار می گیرد که آن اسم به صورت تدوینی و لفظی آمده است. اگر یک اسمی باشد که آن اسم تکوینی اش اختصاص به ذات حق متعال داشته باشد، برای ما به صورت اسم تشریعی نمی آید. و لذا ما یک اسم نداریم که آن را اسم مستاثره بنامیم. قرآن هم با اسم الله شروع شد( هم انزالی و هم تنزیلی) و این الله متصف به دو اسم افعالی حق به نام رحمن و رحیم است. پس معلوم است که برای ما راه رسیدن به اسماء الله

ادامه نوشته

شرح دعای سمات6

جلسه ی ششم:

( این جلسه بدون اطلاع رسانی زودتر از همیشه شروع شد به همین دلیل 20 دقیقه ی آخر را که حضور داشتم می نویسم)

اگر ذر را در لغت پیدا کنیم یعنی مورچه. که مورچه به عنوان یک موجود ریز مطرح است. حضرت آدم فرزندانش را به این صورت مشاهده کرد. نوعا مورچه ها بسیار پر تلاش اند. حضرت آدم فرزندانش را مشاهده کرد و دید از اینجا که او و خانمشان با همدیگر شروع به بچه داری کردند تا آخرین فرد این دوره از نسل ایشان همه در محضرش مجسم شد. این را عالم ذر می گویند. عالم ذر یعنی مقام تفرید بیاید در مقام جمع و خودش را به انسان کامل نشان بدهد. انسان کامل در یک مقام جمعی و در یک توحد جمعی بتواند تمام کثرات نفس خودش را دفعتا مشاهده کند. این را عالم ذر می گویند. یکی از بطون معانی ذر همین معناست.

حضرت آدم دید همه در تلاش و جنب و جوش اند. مثل اینکه چطور از بالا در آب نگاه کنیم که تمام ماهی ها در آب در حال شناگری هستند. هرکسی به سوی یک مسیری به خاطر یک هدف و مقصودی می رود. از

ادامه نوشته

شرح دعای سمات-جلسه4

جلسه چهارم

دعای شریف سمات با لفظ اللهم شروع شده و بعد از عبارت شریف اللهم انی اسئلک با یک اسم اعظم شروع میشود. چه اینکه در دعای کمیل داریم که اللهم انی اسئلک برحمتک و بقوتک و بعزتک و امثال این اسماء حسنی. این دلالت بر این دارد که اسم شریف الله  اسم جامع اسماء است و تمام اسماء الله را در بر دارد.وانگهی چون این اسم، جامع همه ی اسما الهیه است به یک تعبیری بعضی از بزرگان فرموده اند که مهم ترین خواسته ای که عبد در پیشگاه الهی به وفق آنچه ذات او اقتضا می کند این اسم شریف الله راـ که به منزله ی علم هست برای ذات حق ـ با یک اسمی از اسما همراه می کند. چون در قرآن کریم فرمود ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها. برای خدا نام های نیکوست او را با این نام ها بخوانید. به تعبیر روایات ما در اصول کافی با اینکه خود الله هم اسم است اما در این آیه و آیات دیگر اشاره دارد که برای الله اسماء حسنی است، شما با این اسما حسنی خدا را بخوانید.

در این آیه شریفه می فرماید برای الله اسماء حسنی است. و لذا این روند را در ادعیه ملاحظه می فرمایید. وقتی تشرف در محضر نوع ادعیه پیدا می کنیم می بینیم نوعا دعاها با اسم شریف الله شروع می شوند اما الله را با یکی از اسما حسنی ندا می دهند. در دعای کمیل می بینید که برای خدا اسم رحمت و قدرت و عظیم و... است. وقتی می خواهیم الله را بخوانیم با یک اسم از اسمایش می خوانیم. گاهی او ار به رحمتش می خوانیم و در دعای شریف سمات به صورت اللهم انی اسئلک باسمک العظیم. چون برای الله اسماء حسنی است این به وفق صاحب عصمت است که از جدول وجودیش در هنگام قرائت این دعا اسم شریف الله را با کدام یک از اسماء حق متعال به کار برد. چون برای الله اسماء حسنای بی شماری است. اینکه خدا را با کدام اسم بخوانیم به وفق دعا کننده است که از حق متعال چه می خواهد. صاحبان

ادامه نوشته

سخنرانی استاد صمدی آملی در ایام فاطمیه 89 در شهر سمنان

به لطف الهی امسال ششم و هفتم اردیبهشت ، مصادف یا ایام فاطمیه استاد صمدی آملی به شهر سمنان آمدند . لینک سخنرانی ایشان را برایتان می گذارم . انشاءالله که شاگرد خوبی برای این ایشان باشیم . 

http://www.4shared.com/audio/LY62Nr7u/Ostad_samadi-1-semnan_89.html

http://www.4shared.com/audio/8xLzR_Z1/Ostad_samadi-2-semnan89.html

شرح دعای سمات-جلسه3

جلسه سوم شرح دعای سمات

در مورد اینکه این دعای شریف که به نام سمات نامیده می شود بدون بسم الله آمده است عرایضی را تقدیم داشتیم. اولین جمله این دعا شبیه سایر دعاها مثل کمیل و... با الله شروع شده است و به صورت ندا آمده است. بعضی ادعیه هم با الحمد شروع می شوند مانند دعای ندبه و دعای عرفه. اینکه ابتدای هر دعایی با آن کلمه ای که آغاز می شود یک نحوه مناسبتی بین آن دعا و بین کلمه اول دعا – که تابلوی ورودی آن دعاست – مناسبت خواهد بود ،‌امری قطعی است. چه اینکه این سخن در مورد قرآن کریم هم هست. در اول هر سوره ای بسم الله است . البته غیر از توبه که با برائت شروع شد. در حقیقت باء برائت هم یک نحوه اشتراکی با باء بسم الله دارد. بعد از بسم الله هر سوره کلمه ای که آیه با آن شروع می شود اگر با سوره های دیگر با هم مشارکت داشته باشند معلوم است که بین مطالب این سوره با سوره های دیگر سنخیت علمی و معنوی و مقامی است. مثلا سوره حمد با الحمد شروع شد  و چندین سوره قرآن هم به وزان الحمد شروع شده که معلوم می شود این سوره ها با هم یک نحوه ارتباط تکوینی و حقیقی دارند.

غرض؛ در ابتدای این دعا هم با اللهم شروع شد.در مورد اسم شریف الله در کتب حدیثی و هم در کتب اهل معرفت در مورد این اسم شریف به خصوص در وجود لفظی این اسم مبارک فرمایشات زیادی را مطرح فرموده اند. یکی از نکات مهم در این باب حدیثی در اصول کافی است که در باب حدوث اسما از اهل بیت نقل کرده. راجع به اولین اسم هایی که از حقیقت حق جلوه کرده است و حادث شده است و تجلی کرده است نقل شده است که الله و تبارک و تعالی بوده است. این روایت که در نسخه های مختلف اصول کافی چاپ شده است یک حرف " واو" بین الله و تبارک حذف شده است. این حذف شدن موجب شد بعضی ها از این روایت وجه دیگری احتمال داده اند. اما روایت طبق نسخه اصلی این است که اولین اسمی که از حقیقت حق متجلی شد اسم شریف الله است  و بعد از آن تبارک است و بعد از آن هم تعالی.

راجع به اسم الله مباحث فراوانی مطرح شد. یکی از این مباحث اسم شریف اعظم است که الله را در بین اسماء حسنای الهی به عنوان اسم شریف اعظم دانسته اند. که اگر کسی تکوینا به این اسم در یابد و آن را تلقی کند، اسم اعظم را به مقدار ظرفیت و سعه ی وجودی خودش می چشد. نه فقط در مقام تلفظ ،این اسم شریف در موطن ذکر واقع بشود که البته آن هم تاثیراتش در جای خودش قطعی است.

آنکه بخواهد دارای اسم اعظم الهی بشود این است که تکویناً اسم اعظم الله برای او پیاده شود. منتها هر

ادامه نوشته

شرح دعای سمات-جلسه3

کلمه شریف الله با اینکه در اول این دعا آمده بلافاصله در ذیل همین جمله تحت عنوان اسم اعظم یا به صورت باء قسم در استدعا مطرح شده یا به تعبیری اگر باء در بسمک العظیم الاعظم را به غیر قسم بگیریم در ذیل این اسم شریف باز بحث اسم عظیم اعظم مطرح است.

باید در هنگام قرائت این دعا شخص حضور داشته باشد تا کلمه انّی را ادا کند چون انی حرف تحقیقی است. سؤال از سائل مطرح است سائل باید محققانه بگوید می خواهم. اگر سائل غیر محققانه بخواهد قطعا معلوم است آن دعا تحقق پیدا نکرده است. دعا یعنی خواستن. کسیکه دعا می کند باید محققانه بخواهد.

الله در اول است. وقتی می خوهیم سخن بگوییم اول از او حرف می زنیم و بعد از خودمان. چون بین عبد و رب یک ارتباط وجودی است. آن ارتباط وجودی این است که رب، اصل و بالذات است و عبد، فرع و بالعرض است. اگر بناست در مقام درخواست چیزی در اول جمله مطرح بشود اول حق مطرح می شود و بعد عبد مطرح بشود. وقتی اللهم گفته می شود آنکه حقیقت بالذات است و اصالت ذاتی دارد مطرح می شود و در ضمن این اصالت ،‌فرد ، قابل طرح شدن است. آنگاه فرد محققا انی می گوید که قبل از آن الله بگوید.در وهله اول موجود حقیقی بالذات مطرح می شود و بعد در سایه آن مدعو بالذات داعی هم تحققا می آید.

در دعا اول مدعو می آید و بعد داعی می آید.داعی هم خود را حقیقتا می آورد نه به صورت مجاز. این تحقیق سائلی مترتب بر تحقیق ربوبی یعنی تحقیق مدعو است.

وقتی مدعو بالاصالة حاضر است در سایه ی این مدعو داعی هم به عنوان سائل حاضر می شود. این خواستن، حقیقی است و مجاز و باطل نیست. من تو را با اسم عظیم اعظمت قسم می دهم.

نوعا بزرگان فرموده اند الله اسم اعظم است. اگر اسم اعظم را به الله برگردانیم یک جور معنی دارد و واسطه بین مدعو و داعی الله است.

اگر بنا به روایات که انسان کامل اسم اعظم الهی است به انسان کامل برگردانیم یک جور معنی دارد و واسطه بین مدعو و داعی انسان کامل است.

و اگر این اسم اعظم را از اسما حق متعال بگیریم پس واسطه بین داعی و مدعو اسم اعظم و عظیم خداوند است.

داعی وقتی می گوید اللهم، همه چیز حاصل می شود. و لذا تا داعی سوال کند الله حاضر شده قبل از سوال می گوید بخواه. هم داعی به جعل الهی مجعول است و هم سوال سائل به جعل الهی است.

شرح دعای سمات-جلسه2

چگیده ای از جلسه دوم:

نوعا ادعیه با اسم شریف الله آغاز می شوند و این دعا هم با این اسم شریف و جامع الهی آغاز شده است. یک بحثی در ادعیه مطرح است که آیا در اول دعاها بسم الله الرحمن الرحیم آمده است یا نه؟ از اینکه قطعا انسان کاملی مثل اهل بیت علیهم السلام می خواهند فعل و عملی مانند دعا را با این عظمت شانی اش آغاز کنند بدون بسم الله نخواهد بود.خودشان هم بر اساس روایتی که از پیامبر است فرموده اند به اینکه هر کار نیکی را که آغاز می فرمایید با بسم الله آغاز کنید که بدون بسم الله ابتر است. و به نتیجه نمی رسد.و اگر آغازش با بسم الله است این عمل به فرجام خوبی منتهی می شود.

در کتب ادعیه مثل مفاتیح الجنان و دیگر کتاب ها وقتی دعایی را بیان می فرمایند نوعا در اولش بسم الله نیست . اگ رهم احیانا بعضی جاها بسم الله بیاید از جانب خود نساخ است. در اینکه بسم الله را اهل بیت می فرمودند شکی نیست اما دعاها بدون بسم الله نقل شده اند.حالا چه سرّی دارد؟ به تعبیر بعضی از بزرگان می فرمودند چون احتمال داشت مردم بین گفته های اهل بیت و قرآن کریم بر اساس مشابهت تامی که اهل بیت و قرآن داشتند شاید حرف یک امامی را با قرآن اشتباه می کردند و لذا بسم الله در اول ادعیه ایشان نقل نشده. چون صدر اسلام مردم قرآن را با بسم الله می شناختند. در بین برخی از طوایف مسلمان ما از قدیم رسم مانده که هر کسی بخواهد آیه ای را در اثنای سخنش تلاوت کند با بسم الله الرحمن الرحیم تلاوت می کند تا بفهماند که من دارم آیه ای را تلاوت می کنم. کلا مردم قرآن را با بسم الله می شناختند و این سیره بود.


سخنرانی های استاد صمدی آملی                     

                                                                        

محرم۸۸(قائمشهر)

سخنرانی های استاد صمدی آملی در شهرستان قائمشهر رامی توانیداز زیر دانلود کنید

                                                         دانلود

متن سخنان استاد صمدی در یادواره شهدای سرو کلا

سلام علیکم
الحمدلله رب العالمین توفیق شد در مراسم یادواره شهدای روستای سرو کلا جویبار شرکت کردم. جمعیت بسیار زیادی از شهر های اطراف امده بود به حدی که برای خروج از مسجد حدود 15 دقیقه شاید هم 20 دقیقه وقتمان گرفته شد. الحمدلله حضرت استاد شیفتگان زیادی دارند و به حق مصداق این جمله عرشی هستند که هر کس رابطه خود را با خدایش اصلاح کند رابطه اش با خلق خدا اصلاح خواهد شد. استاد به خدا عشق میورزند و مریدان به ایشان.
حضرت استاد در مورد موضوع بسیار شیرینی صحبت فرمودند که به علت شیرینی موضوع و دامنه دار بودن بحث و اشتیاق حضار این سخنرانی بیش از یک و نیم ساعت طول کشید.
حضرت استاد از ماجرای خاقت و دحو الارض شروع فرمودند و یکایک سرگذشت انبیا را توضیح دادند تا به حضرت خاتم الانبیا رسیدند.سپس سرگذشت ائمه اطهار را شرح فرمودند تا به حضرت بقیت الله. پس از ان به انقلاب پرداختند و سپس در مورد جنگ گفتند و سخنان را به زمان حاضر ختم نمودند.
البته این سرگذشت ها را در قالب شرح دعای ندبه ایراد فرمودند.
 همانطور که میدانید چندین روز از برگزاری ان مراسم میگذرد و بنده سعی میکنم تا جایی که حافظه یاری میکند مطالب را برایتان بازگو کنم و ان شا الله قصورات این بنده حقیر را چه اشتباهات تایپی و چه مفهومی و ... را به بزرگواری خودتان خواهید بخشید که از بزرگان جز این انتظار نیست.
استاد در مورد ماجرای دحو الارض مطالب جالبی را بیان داشتند و فرمودند زمین از زیر خانه کعبه گسترده شد و اب ها فرو رفتند و خشکی ها پدیدار گردیددند و به علت این پدیده اشاراتی داشتند و فرمودند خلقت ادوار گوناگونی را سپری کرده است و ما اکنون در این دوره و در این عصر زندگی میکنیم و این 124000 پیامبر مخصوص این دوره از خلقت است و ممکن است در دوران دیگر زمین از نقطه دیگری شروع به گسترش میکرد و حتی ممکن است جای خشکی ها و اب ها نیز با انچه اکنون میبینیم متفاوت بوده است. در مورد معنای ارض در قران و تفاوت ان با ارض در اصطلاح هیئت جملاتی فرمودند که شما خودتان عالمید و احتیاج به بازگو نیست.
استاد برای تحقیقات بیشتر در این موضوع حضار را به کتاب اسرار حج نوشته خودشان ارجاع دادند( و الحق کتابی است عرشی). ایشان ماجرای حضرت ادم ابوالبشر  و حوا علیه السلام و ابراهیم خلیل و دیگر انبیا را به طور گذرا شرح دادند و این سخنان را در بین جملات دعای ندبه ایراد می فرمودند. برای مثال انجایی که در دعای ندبه میگوید و بعض اسکنته فی الرض و ... یا و بعض اولدته من غیر اب و ... استاد در موردش مصداق ها و شرح هایی بیان میداشتند. استاد فرمودند که این کلمه بعض نشان میدهد که عده ای از پیامبران برای مثال به مقام خلت رسیدند و عده ای سوار برکشتی شدند و عده ای به واسطه روح القدس تایید شدند. و این اوصاف ممکن است اختصاص به پیامبر خاصی نداشته باشد.
استاد بعد از شرح مختصری از زندگی پیامبران به حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) رسیدند و در مورد ایشان فرمودند که ایشان دارای مقامی بودند که هیچ یک از انبیا و ائمه نداشتند و این مقام مقانت ختمیت بود. پیامبر با امدنشان  سلسله انبیا را ختم نمودند و بعد از ایشان دروازه نبوت تشریعی بسته شد و سلسله حج الهی در قالب ائمه دنبال گردید و به حضرت بقیت الله الاعظم روحی فداه منتهی گردیدی که اکنون در غیبت به سر میبرند. ایشان فرمودند که در زمان انبیا و ائمه تکلیف معلوم بود که افراد باید چه کنند . انها میبایست به امام ظاهر رجوع می نمودند و از طریق ان انسان کامل به کمال میرسیدند. اما در زمان غیبت ما به امام کامل دسترسی نداریم و تکلیف ما چیست؟
استاد به ادله وجود حجت الهی اشاراتی داشتند و فرمودند که حجت الله باید حتما با بدن عنصری در زمین موجود باشد. در مورد حدیث لولا الحجه الساخت الارض کلها بحثی نمودند و فرمودند که اگر بر روی زمین یک نفر میبود مسلما او حجت خدا بود  و اگر دو نفر وجود میداشتند مسلما یکی از انها حجت خداوند بود تا هم خود را و هم دیگری را به کمال لایق خود لاحق کند.
استاد به نواب اربئه اشاراتی داشتند و سلسله مراتب نواب و چگونگی رابط انها با امام و رابطه مردم با انها را بیان داشتند و به غیب صغری و کبری نیز اشارات مختصری نمودند.
استاد تکلیف ما را در زمان غیبت با استناد به توقیع های حضرت مهدی روحی فداه و بعضی از احادیث رجوع به فقهای جامع الشرایط دانستند. ایشان خصوصیات مرجع مردم در زمان غیبت را یک به یک با استناد به توقیع حضرت بقیت الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه شرح نمودند از قبیل تابع هوی و هوس نبودن. عالم بودن. و...
استاد به مساله انقلاب اشاراتی داشتند و به شخصیت امام پرداختند. ایشان فرمودند که امام به شاه فرمودند که تو ادم باش و بر ما حکومت کند. امام اوایل در صدد بر اندازی حکومت شاه نبودند بلکه میخواستند او را با زبان خوش ارشاد به سوی خدا کنند تا زمینه را برای ارتقای نفوس مردم الی الکمال اماده نمایند اما با برخورد شاه مواجه گردیدیند و چاره را جز در سرنگونی شاه ندیدند.
استاد به تلخی های ان انقلاب اشاراتی داشتند و اوضاع ان زمان را ترسیم نمودند. سپس به جنگ پرداختند. اوضاع نظامی و سیاسی و فرهنگی ما و عراق را در زمان جنگ شرح نمودند . ایشان جوانانی که جانشان را به کف دست گرفتند و حسینی مشرب ره شهادت پیش گرفتند را ستودند و ان ها را الهی نامیدند.
استاد صمدی حفظه الله به اوضاع سیاسی زمان حاضر اشاراتی داشتند و خطر جاسوسان انگلیس را گوشزد نمودند و این جاسوسان را بسیار خطرناک دانستند. به همه هشدار دادند تا حواسشان را جمع کنند و از تفرقه بپرهیزند و به راهنماییهای رهبری گوش دهند.
استاد در اخر مجلس انچنان اشکی از مردم در اوردند که وصفش به گفتگو محال است. فکر کنم حضار هر کدام نیم کیلو از وزنشان کم شد.
البته بنده چون لاغرم حواسم بود تا همین چند کیلو وزن را از دست ندهم.
ان شا الله توانسته باشم امهات مطالب را خوب شرح داده باشم. امیدوارم قصورات را به بزرگواریتان نادیده بگیرید.