دستورالعمل ديدار با امام زمان از جانب علامه طباطبايي

استاد قائمی فرموده بودند:

یک قضیه ای پیش آمد که نامه ای به علامه طبا طبا ئی نوشتم و سوالاتی کردم . در ضمن نامه نوشتم که مثلا من فلان مسئله را میدانم و سوالم اینست،ایشان در جواب فرمودند که دستور العمل ملاقات امام عصر سلام الله علیه اینست که شب های جمعه سوره (ص) و صبح جمعه زیارت(آل یس) بخوانید.

دستور العمل ميت مختار استاد قائمی ازشاگردان علامه

بسم الله ارحمن الرحیم علمای ما سفارش کردند آنهائیکه می خواهند امام زمان علیه السلام را ملاقات کنند ،سوره اسراء را هر شب تلاوت کنند و اگر کسی حواسش به کارهای روز مره اش هست و طبق موازین شرعی،عمل می کنه و روی حساب و کتاب هست،از آیه 78 تا 81 سوره اسراء را بخونه،کافیه و کسانی که نماز شب و نماز اول وقت را مراعات می کنند،فقط آیه 80 را صد بار بخونند . هر کس که این دستور العمل را تا یکسال عمل کنه،خیلی امید داشته باشه که امام زمان را ببینه اول آیه 78ص290 قرآن کریم(اقم الصلوة لدلوک الشمس) تا

ادامه نوشته

عکس هایی ازاستادسیدعلی طباطبائی ازشاگزدان علامه

225022512252225422602258

آثاراستادسید علی طباطبائی ازشاگردان علامه

   01- انسان کامل  02- حضور و مراقبه   03- انسان در حال شدن   04- اصول اساسی زندگی   05- فروغ اندیشه 06- مبانی کلامی ولایت فقیه  07- وصایا 08- شرح اسم رب(دولت اسم رب)  09- اصول مباحث فلسفی پیرامون نفس  10- درر- یا نکته های فروغ آفرین جان ها 11- مقام روحانیتی خاتم الا نبیاﺀ (تجلی اعظم) 12- نکته ها  13- مجموعه مقالات و رسا ئل 14- بارقه الهی 15- خاطرات روضه رضوان در محضر ﺃنس آن قدیس قدوسی16-اخلاق اقتصادی(تعبیین نظام ارزشی اسلام در بعد فعالیت های اقتصادی )17- شرح مناجات العارفین 18- مطلع انوار 19- انفع المعا رف در اهمیت معرفت نفس 20- تفسیر موضوعی نهج البلاغه 21- رسالت عالمان دین باور 22- هماهنگی تفکر اسلامی با اندیشه فلسفی 23- چهل جرقه سلوک24- علم الوراثه و علم الدراسه25- سفر نامه سلوک

                       

سیدعلی طباطبائی ازشاگردان علامه

زندگینامه علمی:

سیدعلی طباطبائی در 29 جمادی الثانی 1386 ه‍ . ق برابر با 22 /7 / 1345 در مهدی شهر سمنان در یک خانواده مذهبی و زحمتکش به دنیا آمدم تا سال 1360 همراه با تحصیلات، مشغول کار و تلاش و فعالیت بودم، در نیمه دوم سال 1360 به لطف الهی وارد حوزه علمیه شدم. چند ماهی در حوزه سمنان ماندم بعد به حوزه تهران منتقل شدم پنج سال در تهران بودم در این مدت مقدمات و سطح را گذراندم و از آنجایی که تهران مرکز مسائل سیاسی بود آن هم در آن زمان حساس این پنج سال برایم یک دوره آموزش سیاسی اجتماعی محسوب می‌شد ولی هرگز مسائل سیاسی اجتماعی مرا از درس غافل نمی‌کرد. در فروردین 1366 به قم آمدم بعد از اتمام سطح درس خارج اصول را خدمت آیت الله حاج شیخ جواد تبریزی گذراندم و خارج فقه را همواره در محضر مبارک حضرت آیت الله جوادی آملی دامت برکاته توفیق حضور داشتم. بر اساس کلام نورانی حضرت امام سجاد (ع) (هَلَکَ مَنْ لیس له حکیم یرشده) از ابتدای تحصیل به این حقیقت پی بردم که بدون راهنما و هادی، این مسیر رفتی نیست و خطرهای گوناگون انسان را تحدید می‌کند لذا از همان زمانی‌که به قم آمدم (بلکه علت اصلی آمدنم به قم) گمشده خویش را در وجود عالم ربانی، حکیم مرشد الهی حضرت آیت الله علامه جوادی آملی دامت برکاته یافتم و دست بیعت به او دادم و همواره راهنماییهای ایشان چراغ فروزان زندگی من بوده و هست. در ابتداء ورود به قم فرمودند باید چهار درس رسمی داشته باشید فقه، اصول، تفسیر و معقول، لذا در کنار درس فقه و اصول حدود هشت سال از درس پرفروغ تفسیر قرآن ایشان استفاده کردم که واقعاً شبستان مسجد اعظم در این دوران برایم بیت المعمور بود. در معقول آن حکیم فرزانه اصرار داشتند که قبل از فلسفه باید یک دوره کلام ببینید لذا کتابهایی که در این رشته خوانده شد عبارت بود از: باب حادی عشر بعد شرح تجرید بعد بدایة الحکمة بعد نهایة الحکمة این کتاب را خدمت استاد بزرگوار آیة الله مصباح یزدی استفاده کردم، خواندن این کتاب یک سرفصل دیگری در مسائل فلسفی برایم بود، آنگاه آن مربی الهی فرمودند قبل از حکمت متعالیه باید یک دوره حکمت مشاء ببینید لذا کتاب عظیم الشأن شرح اشارات را خدمت بزرگ حکیم و عارف دوران حضرت آیت الله الحق جناب آقای حسن‌زاده آملی دامت برکاته خواندیم با خواندن این کتاب نزد آن حکیم متأله دنیای دیگری به سوی ما باز شد و تحوّل اساسی در زندگی برایم به وجود آورد، در دفتری گفته‌ام:
اشارات شمع شب‌های پرسوز من  اشارات شاهد دردهای دلسوز من
نمط‌های او کسب و کار هر روز من  مقامات او باعث ناله‌های جگرسوز من
چه خوش، وقت درسش وقت هر روز من که شب‌های تارم شده روز من

ادامه نوشته

خاطره ای ازسیدعلی طباطبایی ازشاگردان علامه

سیدعلی طباطبائی ازشاگردان علامه حسن زاده می فرماید:

«در سحر روز جمعه 14 جمادی الاول 1412 برای مشرف شدن خدمت حضرت آیت الله حکیم متأله، عالم ربانی، عارف مستقیم جناب آقای حسن‌زاده آملی دامت برکاته از محضر قرآن کریم به قصد استجازه استخاره نمودم این آیه آمد (و نادیناهُ من جانِبِ الطُّور الاَیمن و قربناءُ نجّینا) (مریم: 52) ساعت 10 صبح همان روز خدمت آن جناب رسیدم فرمودند ما کتاب مصباح الأنس را شروع کرده‌ایم شما هم شرکت کنید و این آیه در استخاره برای دعوت به این درس بوده است و ما از شما دعوت می‌کنیم، بعد فرمودند این را به عنوان خاطره بنویسید».

عاشق  دلدار(14/5/81)

عاشق دلدار جز دلدار می خواهد؟ نخواهد              با خدِ معشوق او گلزار می خواهد؟ نخواهد

غیر راه وصل او یک لحظه می پوید؟ نپوید                راه وصل یار، از هر خار می خواهد؟ نخواهد

مدّعی را در کنار دوست می سازد؟ نسازد              با رقیبان دوست را همکار می خواهد؟ نخواهد

با غم هجر نگار خویش می سازد؟ نسازد               وعده دیدار را یک بار می خواهد؟ نخواهد

دل ز نام غیر او آرام می گیرد؟ نگیرد                       سر که سودای تو دارد یار می خواهد؟ نخواهد

بسته موی تو جز ز آن طرّه می گوید؟نگوید             خود رها زان طرّه طرّار می خواهد؟ نخواهد

جز در محبوب کهف دیگری دارد؟ندارد                     غیر خاک کوی او دستار می خواهد؟ نخواهد

هر گلی بی یاد یار خویش می بوید؟ نبوید             ساعت دیدن سری هوشیار می خواهد؟ نخواهد

غیر دربانی سگ های تو می نازد ؟ ننازد               "پورکاشف" از تو جز این کار میخواهد؟ نخواهد

دیوان اشعار قائمی/ص 44

عارف بالله امام زمان دیده شیخ محمد قائمی امیرکلایی ازشاگردان گمنام علامه حسن زاده که ۵سال تک به تک درنزد علامه درس خواندند

اقای احدی ازشاگردان علامه

در سال 1354 واردحوزه علمیه قم شدم، ادبیات را در حد تدریس فرا گرفتم،بطوری که پس از گذشت چهار سال، شرح بر هدایه بنام کتاب الزبده را نوشته و استاد مدرس افغانی تقریظ بسیار ارزشمندی را بر این کتاب نوشتند دو نکته را در آنجا اشاره فرمودند1- بنده را بعنوان مجتهد در نحو و صرف تلقی دادند 2- و دیگران را در اخذ مسائل متقن نحوی، بر کتاب حقیر ارجاع داده اند، این دو نکته مایه تشویق بنده شد بطوری که تدریس را در کنار تحصیل شروع نمودم. همواره از ا ساتید بسیار مجرب در اصول پایه، آقای استاد مصطفی اعتمادی استفاده نمودم که تعلیقه فرائد الاصول را پس از اتمام رسائل شروع نمودم.
پس از آن مکاسب را محضر استاد ستوده، و حاج شیخ علی پناه اشتهاردی، و کفایة الاصول را نزد فاضل لنگرانی تلمذ نموده. خارج اصول را نزد وحید خراسانی به اتمام رساندم. و خارج فقه را نزد آیة الله مرحوم حاج میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی استفاده نمودم. اشتیاق وافر به فلسفه و عرفان و تفسیر باعث شد که شرح منظومه را از محضر انصاری شیرازی و اسفار را از محضراستاد جوادی آملی واستادعلامه حسن زاده آملی و نیز عرفان را از این دو بزرگوار فیض ببرم و هنوز ادامه دارد و اکنون مشغول تدریس اسفار و تمهید و کفایه و خارج اصول می باشم.
مباحث روانشناسی را مدت هفت سال با تحقیق و پژوهش ادامه دادم و به مقطع صاحب نظری رسیدم و اکنون در حد کارشناسی، استفاده می گردد. و این دانش باعث شد که درزمینه های مختلف اجتماعی فرهنگی وارد شدم و از اطلاعات به روز، استفاده کامل نمایم.

درباره استاد صمدی آملی

از شاگردان حضرت علامه ذوالفنون ، معلم عصر ، علامه حسن حسن زاده آملي (حفظه الله )مي باشد و سالياني تحت تربيت اين خضر راه سالکان مدارج کمال و معراج انساني بوده است .حضرت استاد صمدي آملي تقريباً از 15 سال پيش شروع به برگزاري جلسات عمومي خصوصي و القاي معارف به نفوس شيفته الي الکمال فرمودند که ثمره آن جلساتبيش از 5000 جلسه درسي در موضوعات مختلف عرفاني و معرفتي گرديد .در طول اين ساليان دراز ايشان رنج سفر و سختي هاي ديگر را تحمل فرمودند وبا دهاني روزه براي تاثير بيشتر سخن معارف انساني را براي ما به يادگارگذاشتند .خوشبختانه از همان ابتدا جلسات ايشان ضبط مي شده و هم اکنون در سراسرايران بلکه خارج از ايران ره نماي و راه گشاي سالکان طريقت و حقيقت ميباشد .کمتر کسي پيدا مي شود که با گوش نمودن حتي جلساتي اندک ، شيفته ي ايشاننگردد و به خيل عظيم شاگردان اين بزرگ مرد عرفان شيعي نپيوندد .

منبع:http://ostad-samadi.com/thread-29.html

تقریظ علامه در مورد آقای صمدی

 

 تالیف منیف «مآثر آثار » که لب لباب چندین صحف نوری  مطبوع این کمترین به عناوین لطایف است ، به سعی و اهتمام دانشمند گرامی جناب حجةالاسلام آقای داود صمدی آملی ـایده الله سبحانه بالقاءاته السبّوحیّه ـ در ضمن موضوعاتی خاص، تدوین و تنظیم شده است . 


 انجاز چنین اثر قیم از مثل ایشان متوقع است که سالیانی در محاضر درس و بحثم به دقت نظر و حسن رویّت و تحلّیبه منقبتین علم و عمل او اعتماد دارم . و به حمد لله ـ تعالی شانه ـ خود اکنون عهده دار تعلیم و تدریس و افاضه ی معارف به نفوس مستعده است .

مرجوّ اینکه این صحیفه ی بسیار گرانقدر عِلقی نفیس و اثری موثَر و موثِّر در صفحه ی روزگار ماندنی و خواندنی به یادگار باقی و برقرار باشد . قوله تعالی شانه:«انا لا نضیع اجر من احسن عملاً»

                                                                                                    ۳۱/۱/۱۳۷۵ ه.ش