علت عدم تأثیر دعا

حضرت آیة الله صمدی آملی در این باره میفرمایند : « اگر در مفاتیح الجنان ملاحظه میکنید  که نوشته شده کسی که فلان دعا را  این چنین بخواند مثلا ً مریضیش شفا پیدا میکند ؛ و بعد ده ها بار دعا را خواندیم و هرگز مریضیمان شفا پیدا نکرد بدانیم کد و رمز اینگونه از فرمایشات أئمه  این است که انسان باید ادعیه را دارا بشود( یعنی به حقیقت آن دعا دست پیدا کند  و به معرفت شهودی برسد که در واقع از بالاترین مراتب یقین به شمار می آید ) تا به نتیجه مطلوب خود نایل گردد در غیر اینصورت به صرف دانایی و قرائت ظواهر الفاظ و کلمات دعاها، نتیجه چندانی حاصل نمیشود ».

شرح رساله علم ودین  ص 41

در قیامت پیغمبر وارد جهنم میشود و شفاعت میکند

حضرت آیة الله صمدی املی میفرمایند : «حدیثی داریم از جانب معصوم که در قیامت پیغمبر وارد جهنم میشود و شفاعت میکند اگر ما عمر خود را بگذاریم  برای فهم همین یک حدیث و اگر این حدیث برای ما حل شود مسأله قیامت برای ما حل میشود و شفاعت بدین معناست که انسان کامل  با شخصی که قابلیت کمال دارد با هم شفع شوند یعنی جفت شوند تا انسان کامل آن شخص را به کمال برساند».

 شرح رساله رتق وفتق جلسه 25و26

توصیه هایی بر گرفته از سخنرانی های تغذیه و طب (2)

1-     بدن معمولا با غذاهای بی مزه ارتباط برقرار نمی کند و لذا اصلا بدن به آنها راغب نیست.

 

2-   شرع مقدس فرمود که هم لقمه ها کوچک باشد و هم جویدن زیاد صورت بگیرد چون هم خوب مخلوط می شوند و هم در بخار دهان خوب پخته می شود تا کال وارد معده نشود.

 

 

3-     متاسفانه به خاطر بد غذا خوردن نوعا معده ها درگیر است.

 

4-   قوه ی ذائقه حالی اش نمی شود که چقدر غذا می خواهد ، دستگاه گوارش باید ابراز گرسنگی یا سیر شدن در غذا را بفرماید. گوش دادن به اوامر و نواهی دستگاه گوارش در قوه ی ذائقه و غذا خوردن خیلی مهم است. به محض اینکه اعلام کرد گرسنه است غذا می خورد. این دستگاه هم لحظه به لحظه گزارش می دهد. مثلا می بینید که فرد در اول، غذا را با حرص و ولع می خورد اما به اواسط غذا که رسید دستگاه گوارش می گوید سرعت را کم کن در حال سیر شدن هستیم. نزدیک به سیر شدن که رسید شرع  مقدس دستور می دهد که غذا خوردن را تمام کنید. اگر دستگاه گوارش سالم باشد و اخبار دستگاه گوارش توسط قوه ی ذائقه مورد توجه قرار گیرد نفس در موطن قوه ی ذائقه از یک طرف توجهش به مزه ی غذاست اما توجه دیگرش به اعلام دستگاه گوارش باشد که وقتی دستور داد غذا بس است دیگر به قوه ی ذائقه توجه نکند و از خوردن دست بکشد. این افراد نوعا سالم می مانند.

 

 

5-   چیز دیگری هم که شرع مقدس فرمود این است که وقتی غذا خوردید آنقدر صبر کنید تا باز هم گرسنه بشوید. و تا وقتی دستگاه گوارش طلب غذا نکرده غذا را نفرستید. اینجا یک گیری که افراد می کنند این است که تطابق بین قوه ی ذائقه و دستگاه گوارش در سیری و گرسنگی را ندارند. فقط به قوه ی ذائقه توجه می کنند و غذا را که می خورد می گوید عجب خوش طعم بود و بیشتر می خورد.

 

6-   انسان اگر می خواهد مزاج سالم داشته باشد باید بین قوه ی ذائقه و دستگاه گوارش تطابق باشد یعین محوریت اصلی را به دسستگاه گوارش بدهد. نوع انتخاب غذا را از ذائقه بگیرد اما چگونگی خوردن آن را دستگاه گوارش می گوید.

 

 

7-     آقا فرموده اند برای بینی هیچ گاه از آب شور استفاده نکنید و با آن استنشاق نکنید اما برای گلو وحلقوم خوب است.

8-     شرع مقدس فرمود بچه را پس گردنی نزنید چون چشم آنها زود ضعیف می شود.

جوانان عزیز دوستانتان را بپایید

بهترین نعمت الهی دوست خوب و عاقل است.اگر چراغ عقل روشن باشد خیلی عالی است اما اگر چراغ عقل خاموش شود جامعه درهم بر هم می شود.
*‌ وقت ها پر است و اصلا عقل بیچاره فرصت ندارد كه تفكر كند. جناب مولوی می فرمایند كه همه عالم می گوید ما سمیعیم و بصیریم و هشیم. عالم یعنی هوش. خاك ، زمین، آفتاب،‌آسمان حتی تاریكی شب هم هوش است.ما اگر در محضر استاد برویم در صورتی كه نه می بینیم نه می شنویم و نه می فهمیم استاد باید چه كار كند؟ نظام هستی هم همین است.
*‌ لذا عالم ،‌عقل است و عاقل می خواهد. انبیا برای این آمدند چون عقل ها آلوده به خیال شدند كه البته شرح آن در كتاب علم و دین هست.
در این ماه بین دو نماز تعقل كنید. اگر چراغ عقل روشن بشود جهل ها می ریزدبه همین دلیل گفته اند كه ماه ریزش گناهان است. بزرگان ما در حكمت فرمودند كه تمام گناهان ریشه در جهل دارد.
*‌دوست خوب بهترین نعمت است. دوست خوب.... دوست خوب....
جوانان عزیز دوستانتان را بپایید.
والسلام

موضوعاتي كه استاد صمدي بيان كرده اند

استاد در خصوص موضوعات متعددی جلسات داشته اند که تعداد جلسات برخی کم (حدود 10 جلسه برای یک دهه خاص) و برخی بسیار مفصل میباشد ؛ بعنوان مثال شرح دروس معرفت نفس ایشان حدود 600 جلسه میباشد . در ادامه موضوعاتی که ما اطلاعاتی در خصوص آنها بدست آورده ایم به ترتیب الفبا لیست میکنیم ؛ انشا الله با کمک دوستان لیست در مراحل بعدی لیست را کامل میکنیم :

  1. انسان کامل
  2. ابیات امیر بازواری
  3. ابیات طبری
  4. ادب مع الله
ادامه نوشته

کنیزان حضرت زهرا بخوانند

کل عالم ومقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل ویک بافت و صورتی در بیاید قهرا به بافت انسان در می آید .همانطور که قوه خیال حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کندقوه خیال عالم عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد وچون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن)سازگار است لذا به صورت زن شکل می دهد نه صورت مرد .

ادامه نوشته

توصیه هایی بر گرفته از سخنرانی های تغذیه و طب (1)

1-   اگر لقمه کوچک باشد دهان خیلی راحت هم آب و هم بخار به آن می دهد و هضم آن راحت تر صورت می گیرد. کسانی که درد معده دارند حتما باید غذاها را آهسته بخورند تا آب و بخار دهان بهتر آن را بپزند و معده احتیاج نداشته باشد اسید معده را که سوزاننده است ترشح کند. و اگر این طور شد طرف بعد از غذا می گوید معده ام می سوزد. این به خاطر همین اسید معده است. برای خنثی کردن اسید معده باید آب خورد و همین آب هم چون به هضم شدن کمک می کند نباید یکباره خورده شود بلکه باید با سه جرعه نوشید.

2-   اگر آب در دهان پخته نشود ( یعنی یکباره سر بکشیم) وارد معده و روده می شود و نفخ می آورد و باعث شکم درد می شود و روده ها اگر نفخ بیاورد تبدیل به بادهای کذایی می شوند.

3-   بهترین غذا غذایی است که طعم بسیط داشته باشد نه طعم مرکب. شرع مقدس می فرماید یک جور غذا بخورید و چند نوع غذا با هم نخورید. چون هر کدام هضم و طعم خاصی دارد.

4-   در مورد میوه هم همین طور است. هر کدام یک هضم خاص دارند و اگر با هم مخلوط بشوند معده در هضم آنها دچار سوء هاضمه می شود و درد معده پیش می آید.

5-   حضرت آقا همیشه سفارشی که دارند این است که به شدت باید از این غذاهای بسته بندی شده اعراض کرد چون بسیار مریضی آور است.

6-     باید سعی کرد غذا در یخچال نماند همیشه غذای تازه بخورید.

7-   یکی از گرفتاریهای غذاها این است که معمولا غذاها را پختنی و سرخ کردنی کرده اند. سرخ کردن که به طور کل ارزش غذا را از بین می برد. تمام مواد اصلی غذا دود می شوند و از بین می روند. بسیاری از زخم های معده و و درد های معده زیر سر همین سرخ کردنی هاست.

8-   غذاها با روغن حیوانی یا نباتی سرخ می شوند که درد بر روی درد است. آنچه که از ناحیه ی گوشت حیوان مثل دنبه و پیه روغن می شود وقتی خورده می شوند اصلا جذب بدن نمی شوند. و بدن چون نمی تواند آنها را جذب کند در کنار شکم جاسازی می کند و لذا می گوییم شکم یا قلب او پیه زده است. خود حیوان را هم ببینید اصلا پیه بدن او مجزاست و عضوی از بدن حیوان نیست.

9-   غذا را که انسان برای مزه نمی خورد!! مزه فقط یک لحظه است که غذا بر روی پرزهای زبان می آید. و گرنه از آن به بعد مزه نیاز نیست.

10-در بین سبزی ها پیاز دومین سبزی است که خیلی پر منفعت است. اولین سبزی تره است. اگر پیاز همین طور خورده بشود خیلی پر نفع است. البته عوارضی هم دارد مثلا اینکه مولکول های پیاز ممکن است معده را اذیت کنند. خوب است که آبپز بشود.

تصرفات عارف در عالم

توجه به یک نکته اخلاقی در ارتباط با تصرفات از حضرت علامه حسن زاده آملی
با اینکه جناب امیرالمؤمنین(ع) و صدیقة کبری(س) از اولیاء الله بودند و معصوم و تمام عالم را در اختیار داشتند و می‌توانستند با یک اشاره مریض را خوب کنند، اما بازدست تصرف دراز نکردند و نذر سه روز روزه کردند تا مریضشان خوب شود. معلوم می‌شود با این عمل خواسته‌اند به ما دستورالعمل بدهند. زیرا آنها برای



شفای مریض اصلاً نیاز به سه روز روزه نداشته‌اند. آنها این کار را کرده‌اند تا به ما برنامه بدهند که شما نیز برای شفای مریضتان می‌توانید نذر کنید که سه روز روزه بگیرید. وگرنه اگر آنها این طور عمل نمی‌کردند با اشاره‌ای مریض را خوب می‌کردند. ما نیز می‌گفتیم: ما که مثل آنها نیستیم تا بتوانیم با اشاره‌ای کار را تمام کنیم. نکتة دیگر اینکه در مباحث قبلی عرض کرده بودیم هرکس قوی‌تر شود، دستف تصرّفش در نظام عالم کم‌تر می‌شود.همانطور که دیگران برای برآورده شدن حاجات خود نذر می‌کنند ما نیز برای بهبودی فرزندان خود نذر می‌کنیم. خدا اگر بخواهد خود شفا می‌دهد. اینها علاوه بر اینکه به ما ادب داشتن می‌آموزد برای ادامة راه به ما دلداری نیز می‌دهد. همانند اینکه شما شخصیت بزرگی را ببینید که برای رفتن به نقطه‌ای به جای اینکه از هواپیما یا ماشین شخصی خود استفاده کند به ایستگاه ماشین‌سواری بیاید و مانند یک فرد معمولی با دیگران همسفر شود و به آنها آرامش دهد. یا به عنوان مثال دیگر، جناب زین‌العابدین(ع) نیز در کربلا مریض بودند اما برای خوب شدن خود هیچ تصرف نکردند. زیرا می‌دانستند ارادة خدا بر مریضی‌شان تعلق گرفته و دلیلی ندارد از خدا بهبودی خود را از راه تصرف طلب کند. اگر می‌بینید شخصی مریض مانده نباید حتماً به دنبال این باشید که شفای او را از خداوند بگیرید. اگر مقرر شده که این شخص مریض بماند، بگذارید بر همین حال باقی باشد البته او را به نزد پزشک ببریم، دلسوزی بکنیم، دعا بکنیم، دارو برایش ببریم و زحمت بکشیم اما به این معنا نباشد که لج کنیم حتماً این مریض باید شفا پیدا کند. ما نمی‌توانیم برای خدا دستورالعمل صادر کنیم. علامه حسن‌زاده در این مورد تعبیری دارند که:


         «ایشان باید امر کند و ما تابع باشیم نه اینکه ما امر کنیم و خدا امرمان را اجرا کند»

منبع:وبلاگ عرفان - علم و عرفان

ارتباط خواب و نبوت

اول چیزی که برای رسول الله آشکار شد و پیغمبر بدان آغاز کرد، رویای صادقه بود. پس روسل الله نمی دید رویایی را مگر اینکه  آن رویا به طور معاینه در حس ظاهر می شد مثل سفیدی صبح که گویی هیچ خفایی در آن نیست. در روایت از خواجه ی کائنات است که «لم یبق من النبوه الا المبشّرات» یعنی از نبوت باقی نمانده مگر مبشرات. رویای صالحه را در حد وحی ستوده اند و عدیل وحی گفته اند هرچند تعبیری خالی از مبالغه نیست و یا نسبت به اشخاص متفاوت باشد یعنی رویای صادقه در بعضی اشخاص چنان تقویت شود که کار وحی را کند. در روایات، رویا را جزئی از نبوت فرموده اند و آن جزه را که بیان نسبت رویا به نبوت است مراتب گوناگون است و اختلاف آن به نسبت قابلیت اشخاص و قرب و بعد آنها به مبادی عالیه است. در روایتی آمده است که رویای صادقه یک جزء از 46 جزء نبوت است. عزیزان من، از خواب هایتان به راحتی نگذرید و در خواب هایتان دقت کنید. اگر می خواهید در این مسیر الهی قرار بگیرید که ان شاءالله قرار گرفته اید و می خواهید خود را بسنجید که آیا به راستی در این راه قدم گرفته اید یا نه، خواب هایتان را ملاحظه فرمایید که آیا صادق است یا کاذب. یکی از علائم در مسیر بودن شما، خواب راست دیدن است، خواب های کج و نادرست نشان دهنده ی نفس کج و معوج است. این می تواند معیار خوبی برای شما باشد. اگر هم می بینید خواب های نادرست زیاد دارید باید قوه ی خیالتان را بیشتر تنزیه نمایید و باید از کثرات کم کرده و وحدت و تنهایی را افزایش دهید.

ادامه نوشته

شرح نهج الولایه بررسی مستند پیرامون شناخت امام زمان علیه السلام

چکیده ای از سخنان حضرت استاد صمدی آملی در مسجد جامع قلهک

شرح نهج الولایه بررسی مستند پیرامون شناخت امام زمان علیه السلام

جمعه 30/7/88

نهج الولایه عنوانی است که در آن سیر مطرح است. نهج، طریق و سیر کردن است. این طریق و سیر ، سیر در ولایت است. سیر می تواند برای انسان به دو صورت پیدا شود: 1- سیر در علم 2- سیر در معلوم

سیر در علم این است که شخص از علم الیقین به عین الیقین و حق الیقین و برد الیقین برسد. اگر انسان در ولایت سیر کند در حدی که سیر او در حد علم فکری باشد و در سیر علم فکری اش به یقین برسد در اینجا سیر در علم کرده است.

اما گاهی هم سیر در معلوم است. علم و عالم و معلوم سه رکن اساسی در ادراک است.

شخصی که به علم می پردازد و در معلومی که فعلا مجهول اوست و می خواهد از علم اجمالی نسبت به آن مجهول به علم تفصیلی برسد لذا هم سیر علم یدارد و هم معلوم.

اگر شخص بخواهد در مقام علم صرفا به صورت علم فکری سیر کند حتی اگر معلوم او توحید و ولایت و نبوت باشد ،‌ سیر او در مرتبه علم الیقین است. یعنی به وجود چیزی عالم است اما صرفا مفهوم دانایی در ذهن اوست و خود معلوم را هنوز لمس نکرده. این سیر ممکن است از شخص شروع شود و تا علم فکری برسد و بیشتر جلو نرود. این شخص دارای علم الیقین است. مثل ما که اهرام مصر را ندیده ایم اما یقین به آن داریم لذا علم ما به آن علم الیقین است. و در حد یک دانایی مفهومی است. اگر آن شی را پیدا کنیم و و از نزدیک ببینیم اما لمس نکنیم از آن به عین الیقین تعبیر می کنیم . عین الیقین مقام رویت است. اگر انسان آن شی معلوم را لمس کند آن شی مدرَک ومعلوم اوست که اسمش حق الیقین است. اگر بعد از آنکه به آن شی رسید آن شی آرام بخش او باشد- چه مادی و چه معنوی- اگر شخص بیارامد این را می گویند برد الیقین. لذا آیه الا بذکر الله تطمئن القلوب مقام برد الیقین است.

اگر کسی بخواهد خداشناس بشود شناختش مراتب دارد. اگر بر اساس مبانی فکری و فلسفی به خدا پی ببرد و از اثر به موثر پی ببرد شناختش در حد علم الیقین است. اگر او را از دور شناخت اولئک ینادون من بعید ، این همان علم الیقین است.

اگر این علم را بیشتر کرد و برای او رویت حق متعال پیدا شود عین الیقین است.

اگربه رویت خدا که به صورت قلبی امکان پذیر است برسد عین الیقین است.

اگر کسی در حد علم الیقینی خداشناس است ، هنوز آرام نیست. لذا خیلی ها بودند که مبدا را اثبات کردند اما آرمیده نشدند. اطمینان فکری طوری نیست که شخص آرمیده شود و یم یگوید که گمشده دارم. گمشده اش همین است که یافته اما هنوز به حق الیقین نرسیده . او مطلوب را یافته اما چون در حد علم فکری است به آرامش نرسیده.. چرا وقتی نماز می خوانیم آرامش نداریم؟ چون در حد علم الیقین هستیم . حتی حضور و مراقبت هم همین طور است.

معمولا در طبع زن و مرد هست که همدیگر را می خواهند. اگر فقط علم هست ،‌علم الیقین است. اگر زیبایی دختر را دید و فکر کرد در کنار او می آرمد عین الیقین است.  و چه بسا از زیبایی های او می چشد و می شود حق الیقین اما هنوز آرام نیست. مطلوب او برد الیقین آور نبود.

حق الیقین مقام فنای فی الله است و اگر در مقام فنا برای او صهو ایجاد شود برد الیقین است.

انسان وقتی می خواهد به مطلوبی برسد باید فکر کند که با آن به آرامش می رسد یا نه؟ این که می گویند به غیر خدا دل ندهید برای این است که بعد از اینکه این همه سختی کشیدی به برد الیقین برسی.

اینکه شرع مقدس بعضی از اعمال را مقید کرد برای نیت قربه الی الله است. معنایش این است که چیزی ما یافتیم که شما می توانید در آنجا به فعلیت برسید و برد الیقین هم حاصل شود، ما خدا را یافتیم. و با هر کس که جزء آرمیده ها در آن هستند،‌ آرمیده می شوید.

به تعبیر امام خیل یها فیلسوف شدند اما خیلی از فیلسوف ها خداشناس نشدند. لذا علم فکر ی خوب است اما با شبهه و القائات شیطانی خیلی راحت از دست انسان می رود. و برا یاینکه از علم فکری به شهودی برسیم اسلام دستوراتی داده است.

کسی که به علم شهودی رسیده منکر نیست و لذا کسی  را در عالم پیدا نی کنید که به شهود رسیده باشد اما منکر باشد مگر اینکه غافل بشود.

دین داری را باید با تحقیق ارائه کنیم اما اگر کسی دین را در حد علم فکری با تحقیق گرفت باز هم شبهه ها به او روی می آورند اما در علم شهودی شبهه راه ندارد، فقط غفلت راه دارد. غفلت چیز بدی است لذا به ما فرموده اند در توحید اهل مراقبت باشید.

صراط مستقیم یعنی راه خود شناسی

 حضرت علامه حسن زاده آملی: معرفت نفس ، همان روان شناسی وخود شناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت و صراط مشتقیم خدا شناسی است

حضرت آیة الله صمدی آملی: « آن گاه که به نماز می ایستیم و خداوند متعال را مخاطب خویش قرار می دهیم و میگوییم : اهدنا اصراط المستقیم . هدایت بر همین معرفت نفس را از او طلب می کنیم .آری هر شخصی صراط مستقیم خویش است واز طریق خود باید به اسرار وجودی عالم سفر کند.... انسان را چه می شود که به دنبال حیوانات وجمادات راه می افتد ، اما خودش را فراموش می کند ؟! سالیانی خود را به زحمت می اندازد و کار می کند تا مثلا ً ماشینی بخرد و از اینجا خود را با فلان سرعت به فلان نقطه زمین برساند ، اما ماشین نفس خود را رها می کند وتوجهی به آن ندارد ! در حالی که می توانست خود را تقویت کند وبا جان خویش در حقایق دار وجود سفرها کند که معراج نبی اکرم یکی از همین سفر های نفس ناطقه انسانی بوده است .»

شرح معرفت نفس ج1 ص۳۷