کلمه شریف الله با اینکه در اول این دعا آمده بلافاصله در ذیل همین جمله تحت عنوان اسم اعظم یا به صورت باء قسم در استدعا مطرح شده یا به تعبیری اگر باء در بسمک العظیم الاعظم را به غیر قسم بگیریم در ذیل این اسم شریف باز بحث اسم عظیم اعظم مطرح است.

باید در هنگام قرائت این دعا شخص حضور داشته باشد تا کلمه انّی را ادا کند چون انی حرف تحقیقی است. سؤال از سائل مطرح است سائل باید محققانه بگوید می خواهم. اگر سائل غیر محققانه بخواهد قطعا معلوم است آن دعا تحقق پیدا نکرده است. دعا یعنی خواستن. کسیکه دعا می کند باید محققانه بخواهد.

الله در اول است. وقتی می خوهیم سخن بگوییم اول از او حرف می زنیم و بعد از خودمان. چون بین عبد و رب یک ارتباط وجودی است. آن ارتباط وجودی این است که رب، اصل و بالذات است و عبد، فرع و بالعرض است. اگر بناست در مقام درخواست چیزی در اول جمله مطرح بشود اول حق مطرح می شود و بعد عبد مطرح بشود. وقتی اللهم گفته می شود آنکه حقیقت بالذات است و اصالت ذاتی دارد مطرح می شود و در ضمن این اصالت ،‌فرد ، قابل طرح شدن است. آنگاه فرد محققا انی می گوید که قبل از آن الله بگوید.در وهله اول موجود حقیقی بالذات مطرح می شود و بعد در سایه آن مدعو بالذات داعی هم تحققا می آید.

در دعا اول مدعو می آید و بعد داعی می آید.داعی هم خود را حقیقتا می آورد نه به صورت مجاز. این تحقیق سائلی مترتب بر تحقیق ربوبی یعنی تحقیق مدعو است.

وقتی مدعو بالاصالة حاضر است در سایه ی این مدعو داعی هم به عنوان سائل حاضر می شود. این خواستن، حقیقی است و مجاز و باطل نیست. من تو را با اسم عظیم اعظمت قسم می دهم.

نوعا بزرگان فرموده اند الله اسم اعظم است. اگر اسم اعظم را به الله برگردانیم یک جور معنی دارد و واسطه بین مدعو و داعی الله است.

اگر بنا به روایات که انسان کامل اسم اعظم الهی است به انسان کامل برگردانیم یک جور معنی دارد و واسطه بین مدعو و داعی انسان کامل است.

و اگر این اسم اعظم را از اسما حق متعال بگیریم پس واسطه بین داعی و مدعو اسم اعظم و عظیم خداوند است.

داعی وقتی می گوید اللهم، همه چیز حاصل می شود. و لذا تا داعی سوال کند الله حاضر شده قبل از سوال می گوید بخواه. هم داعی به جعل الهی مجعول است و هم سوال سائل به جعل الهی است.