سلام علیکم
الحمدلله رب العالمین توفیق شد در مراسم یادواره شهدای روستای سرو کلا جویبار شرکت کردم. جمعیت بسیار زیادی از شهر های اطراف امده بود به حدی که برای خروج از مسجد حدود 15 دقیقه شاید هم 20 دقیقه وقتمان گرفته شد. الحمدلله حضرت استاد شیفتگان زیادی دارند و به حق مصداق این جمله عرشی هستند که هر کس رابطه خود را با خدایش اصلاح کند رابطه اش با خلق خدا اصلاح خواهد شد. استاد به خدا عشق میورزند و مریدان به ایشان.
حضرت استاد در مورد موضوع بسیار شیرینی صحبت فرمودند که به علت شیرینی موضوع و دامنه دار بودن بحث و اشتیاق حضار این سخنرانی بیش از یک و نیم ساعت طول کشید.
حضرت استاد از ماجرای خاقت و دحو الارض شروع فرمودند و یکایک سرگذشت انبیا را توضیح دادند تا به حضرت خاتم الانبیا رسیدند.سپس سرگذشت ائمه اطهار را شرح فرمودند تا به حضرت بقیت الله. پس از ان به انقلاب پرداختند و سپس در مورد جنگ گفتند و سخنان را به زمان حاضر ختم نمودند.
البته این سرگذشت ها را در قالب شرح دعای ندبه ایراد فرمودند.
 همانطور که میدانید چندین روز از برگزاری ان مراسم میگذرد و بنده سعی میکنم تا جایی که حافظه یاری میکند مطالب را برایتان بازگو کنم و ان شا الله قصورات این بنده حقیر را چه اشتباهات تایپی و چه مفهومی و ... را به بزرگواری خودتان خواهید بخشید که از بزرگان جز این انتظار نیست.
استاد در مورد ماجرای دحو الارض مطالب جالبی را بیان داشتند و فرمودند زمین از زیر خانه کعبه گسترده شد و اب ها فرو رفتند و خشکی ها پدیدار گردیددند و به علت این پدیده اشاراتی داشتند و فرمودند خلقت ادوار گوناگونی را سپری کرده است و ما اکنون در این دوره و در این عصر زندگی میکنیم و این 124000 پیامبر مخصوص این دوره از خلقت است و ممکن است در دوران دیگر زمین از نقطه دیگری شروع به گسترش میکرد و حتی ممکن است جای خشکی ها و اب ها نیز با انچه اکنون میبینیم متفاوت بوده است. در مورد معنای ارض در قران و تفاوت ان با ارض در اصطلاح هیئت جملاتی فرمودند که شما خودتان عالمید و احتیاج به بازگو نیست.
استاد برای تحقیقات بیشتر در این موضوع حضار را به کتاب اسرار حج نوشته خودشان ارجاع دادند( و الحق کتابی است عرشی). ایشان ماجرای حضرت ادم ابوالبشر  و حوا علیه السلام و ابراهیم خلیل و دیگر انبیا را به طور گذرا شرح دادند و این سخنان را در بین جملات دعای ندبه ایراد می فرمودند. برای مثال انجایی که در دعای ندبه میگوید و بعض اسکنته فی الرض و ... یا و بعض اولدته من غیر اب و ... استاد در موردش مصداق ها و شرح هایی بیان میداشتند. استاد فرمودند که این کلمه بعض نشان میدهد که عده ای از پیامبران برای مثال به مقام خلت رسیدند و عده ای سوار برکشتی شدند و عده ای به واسطه روح القدس تایید شدند. و این اوصاف ممکن است اختصاص به پیامبر خاصی نداشته باشد.
استاد بعد از شرح مختصری از زندگی پیامبران به حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) رسیدند و در مورد ایشان فرمودند که ایشان دارای مقامی بودند که هیچ یک از انبیا و ائمه نداشتند و این مقام مقانت ختمیت بود. پیامبر با امدنشان  سلسله انبیا را ختم نمودند و بعد از ایشان دروازه نبوت تشریعی بسته شد و سلسله حج الهی در قالب ائمه دنبال گردید و به حضرت بقیت الله الاعظم روحی فداه منتهی گردیدی که اکنون در غیبت به سر میبرند. ایشان فرمودند که در زمان انبیا و ائمه تکلیف معلوم بود که افراد باید چه کنند . انها میبایست به امام ظاهر رجوع می نمودند و از طریق ان انسان کامل به کمال میرسیدند. اما در زمان غیبت ما به امام کامل دسترسی نداریم و تکلیف ما چیست؟
استاد به ادله وجود حجت الهی اشاراتی داشتند و فرمودند که حجت الله باید حتما با بدن عنصری در زمین موجود باشد. در مورد حدیث لولا الحجه الساخت الارض کلها بحثی نمودند و فرمودند که اگر بر روی زمین یک نفر میبود مسلما او حجت خدا بود  و اگر دو نفر وجود میداشتند مسلما یکی از انها حجت خداوند بود تا هم خود را و هم دیگری را به کمال لایق خود لاحق کند.
استاد به نواب اربئه اشاراتی داشتند و سلسله مراتب نواب و چگونگی رابط انها با امام و رابطه مردم با انها را بیان داشتند و به غیب صغری و کبری نیز اشارات مختصری نمودند.
استاد تکلیف ما را در زمان غیبت با استناد به توقیع های حضرت مهدی روحی فداه و بعضی از احادیث رجوع به فقهای جامع الشرایط دانستند. ایشان خصوصیات مرجع مردم در زمان غیبت را یک به یک با استناد به توقیع حضرت بقیت الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداه شرح نمودند از قبیل تابع هوی و هوس نبودن. عالم بودن. و...
استاد به مساله انقلاب اشاراتی داشتند و به شخصیت امام پرداختند. ایشان فرمودند که امام به شاه فرمودند که تو ادم باش و بر ما حکومت کند. امام اوایل در صدد بر اندازی حکومت شاه نبودند بلکه میخواستند او را با زبان خوش ارشاد به سوی خدا کنند تا زمینه را برای ارتقای نفوس مردم الی الکمال اماده نمایند اما با برخورد شاه مواجه گردیدیند و چاره را جز در سرنگونی شاه ندیدند.
استاد به تلخی های ان انقلاب اشاراتی داشتند و اوضاع ان زمان را ترسیم نمودند. سپس به جنگ پرداختند. اوضاع نظامی و سیاسی و فرهنگی ما و عراق را در زمان جنگ شرح نمودند . ایشان جوانانی که جانشان را به کف دست گرفتند و حسینی مشرب ره شهادت پیش گرفتند را ستودند و ان ها را الهی نامیدند.
استاد صمدی حفظه الله به اوضاع سیاسی زمان حاضر اشاراتی داشتند و خطر جاسوسان انگلیس را گوشزد نمودند و این جاسوسان را بسیار خطرناک دانستند. به همه هشدار دادند تا حواسشان را جمع کنند و از تفرقه بپرهیزند و به راهنماییهای رهبری گوش دهند.
استاد در اخر مجلس انچنان اشکی از مردم در اوردند که وصفش به گفتگو محال است. فکر کنم حضار هر کدام نیم کیلو از وزنشان کم شد.
البته بنده چون لاغرم حواسم بود تا همین چند کیلو وزن را از دست ندهم.
ان شا الله توانسته باشم امهات مطالب را خوب شرح داده باشم. امیدوارم قصورات را به بزرگواریتان نادیده بگیرید.