عصمت کسانی هستند که عالم به اسرار  اسماء حسنی الهی هستند تا آن اندازه که اسماء الله به سر حد استئثار نرسند. با اینکه ما درد و مشکل و گرفتاری داریم و مشکلات ما هم انواع گوناگون است اما نمی دانیم خدا را با کدام اسمایش بخوانیم، چون به این اسما آگاهی نداریم و هم از جنبه ی تکوینی علم به اسماء تکوینی عینی خارجی خیلی برای ما روشن نیست و هم در مقام اسم الاسم، اسم های آن اسماء تکوینی را نمی دانیم. و لذا انسان یک دوره قران بخواند تادر قرآن استخراج کند و ببیند چه اسم هایی از الله در چه جاهایی به کار رفته است و مناسبت این اسم ها در به کار رفتن در هر سوره و آیه ای چیست؟ اصلا می بینید از همین اول قرآن – چه انزال تدریجی و چه انزال دفعی – به صورت اسم شروع شد.انسان یک دوره قرآن را تلاوت کند و ببیند چه اسماء حسنایی در قرآن آمده است. این اسماء را مشاهده و زیارت می کند و در این اسما دقت می کند و می بیند که این اسم در کجای وقایع به کار رفته است.  مثلا ببینیم انبیا و اولیا در مشکلی که پیدا کرده اند چگونه اسما حسنی را در ازای کلمه الله به کار برده اند. مثلا حضرت آدم می گوید ربنا ظلمنا انفسنا فان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الظالمین. ایشان با رب شروع کرده است. بزرگوار دیگری در گرفتاری و سختی گفت رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین. می توانست بگوید و انت اکرم الاکرمین و یا خیلی از اسم های دیگر را به کار ببرد. اما در این آیه ارحم الراحمین را بخ کار می برد. آن حجة الله یک مناسبتی بین این نحوه خواستن با اسمی که این نحوه خواستن را دارد بیان می کند و بر اساس جدول وجودی اش دیده است.

یک نکته ای هست که برای همیشه می تواند برای ما میزان قرار بگیرد. چه کسی می تواند در شرایط گوناگون تشخیص بدهد که کدام اسم از اسماء تکوینی حق مناسبت با آن مشکل دارد؟ و اسم الاسم این اسم هم چیست؟

شما وقتی لفظ الله را در تلفظ می گویید این اسم ، تکوینی نیست. اسمِ آن اسم تکوینی است. یا اسامی رحمن و رحیم و غفور و... به صورت الفاظ، اسم های آن اسم اند.

 برای بیان بیشتر: الآن هر یک از عزیزان در محضر یک وجود تکوینی عینی خارجی هستند، یک شخص هستند.این شخص تکوینا در نظام هستی موجود است و معدوم نیست. یک نحوه وجود خارجی است. منتها وقتی از پدر و مادر با یک نظم خاصی تولد پیدا کرد این اسم تکوینی از پدر و مادر به وجود آمد. خود پدر و مادر هم اسماء تکوینی اند. یعنی یک وجود عینی خارجی اند، یک نحوه تحقق عینی خارجی اند که خدای متعال آثار وجودی ای را در آنها تکوینا نهاد. یک یاز آثار وجودی شان را خدای متعال اینطور قرار داد که فرزندی به نام دختر یا پسر از او به دنیا آمد. پس آنکه در متن خارج است این شخص است که دارای جسم، بدن، نفس ناطقه و دارای یک حقیقت ممتد از فرش تا فوق عرش است. این حقیقت ممتد از فرش جسم و بدن تا فوق عرش روح و قلب و سرّ و خفی و اخفا یک حقیقت ذوشئون مختلفه ای است که پدر و مادر م یآیند برای او یک اسمی را تعیین می کنند. آنکه در خارج واقعیت عینی خارجی است اسم تکوینی است. اینکه حالا پدر و مادر اسم او ار مثلا علی یا حسن می گذارند این می شود اسم الاسم. پس اگر اسم جنابعالی علی است این اسم در حقیقت، اسم الاسم است. آن اسم حقیقی آن است که در متن خارج وجود عینی دارد ، که گوینده است ، شنونده است، گویاست، بیناست ، دونده است، خورنده است ، عقل دارد فکر می کند و آثار وجودی از او ظاهر می شود و متن عینی خارجی است. این اسم اصلی است.

در اسماء الله آن اسماء الله تکوینیه، آن حقیقت وجود حق متعال یک وجودی است که دارا یاسماء تکوین یو عین یاست. این اسمی که در قرآن آمده اسم آن اسم است.

ما وقتی اسماء در قرآن و روایات را استخراج می کنیم در حقیقت اسماء اسمایند. اسمایی هستند که خودش به ما معرفی کرده است. و لذا فرمود بسم الله الرحمن الرحیم. او با الله و رحمن و رحیم شروع کرد.اگر کسی اسماء حسنای مجموعه اول تا آخر قرآن را بشمارد با حذف مکررات 114 اسم می شود. شخص باید در قرآن تحقیقی بکند . به این معنی که خودش را تحویل قرآن بدهد و ببیند خدای متعال این اسما حسنی را در کجاها به کار برده و اولیای او هم در کجا به کار برده اند؟

الله یک لفظ است، عَلَم است. مانند پرچو که برافراشته میشود و بیان کننده آن کسانی است که زیر آن پرچم اند. اینجا هم اسمی را برای یک شخصی، یک ذاتی، یک فردی می آورند و به عنوان علم قرار می دهند که از این به بعد هر کس مس خواهد آن شخص را ، آن وجود عینی تکوینی را صدا بزند با این اسم صدا بزند. پس از این اسم الله که نوشته شده از ا ل ل ه است ، الرحمن و الرحیم نمی آید. تبدیل به غمخوار و جبار و جابر نمی شود.